عطا ملك جوينى

269

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

فرستادند تا با آن قوم سخن گفت و ايشان را بخواند ، مقدّم « 1 » آن قلعه مقدّم « 2 » تمرّد نمود « 3 » و از انحدار ابائى تمام كرد « 4 » ، پادشاه‌زاده بلغاى « 5 » را بمحاصرهء آن با لشكرى جرّار بر مدار آن بداشت و بنفس خود عازم لمّسر « 6 » شد ، ارباب الموت از باب مصلحت درآمدند و طريق ممانعت بسته كردند و بر تواتر بنزديك ركن الدّين بپاى لمّسر « 7 » كس مىفرستادند تا در حضرت پادشاه عثرات ايشان را شفيع شد و يرليغ امان بستد و آنجا رفت و مقدّم « 8 » از قلعه بشيب آمد و جمعى از مغولان نيز بر بالا رفتند و ركن الدّين را نيز اجازت داد تا بقلعه برآمد و مجانيق را بشكستند و درها f . 173 b بركشيدند و ساكنان قلعه سه روز مهلت خواستند و بنقل « 9 » اقمشه و امتعه كه بود اشتغال داشتند تا روز چهارم كه تمام لشكريان و حشريان برآمدند و بقاياى لقاطات آن را غارت كردند ، و الموت كوهى است كه تشبيه آن بشترى زانو زده و گردن بر زمين نهاده كرده‌اند ، و بوقتى كه در پاى لمّسر « 10 » بودم بر هوس مطالعهء كتابخانه 80 « 11 » كه صيت آن در اقطار شايع

--> ( 1 ) كذا فى آ ب د ز ، ساير نسخ : مقدّمان ( بجاى « مقدّم آن » ) ، ( 2 ) كذا فى آ ب ، فقرهء معادلهء جامع a 124 : « مقدّم الدّين كه مقدّم قلعه بود تمرّد نمود » ، ساير نسخ « مقدّم » دوّم را ندارند ، - از سياق عبارت واضح است كه مقدّم ( يا مقدّم الدّين ) نام رئيس قلعهء الموت بوده و نسّاخ غير آ ب چون معنى عبارت را درست نفهميده‌اند به خيال اينكه اين كلمه تكرار است آن را حذف كرده‌اند ، ( 3 ) كذا فى ب ( باصلاح جديد ) د ز ، ساير نسخ : نمودند ، ( 4 ) كذا فى ب باصلاح جديد ، ساير نسخ : كردند ، ( 5 ) رجوع بص 91 ح 2 ، ( 6 ) كذا فى ب ، س : لم‌ّسر ، اكثر نسخ : لمسر ، د : لمشر ، ح : لمس ، ( 7 ) رجوع بص 262 ح 3 ، - اكثر نسخ : لمسر ، د : لمشر ، ح : لمس ، م : الموت ( غلط فاحش ) ، ( 8 ) ل : مقدّم ايشان ، ( 9 ) كذا فى آ س ، بسيارى از نسخ : بنقل ثقل اقمشه الخ ، ( 10 ) رجوع بص 262 ح 3 ، س : لم‌ّسر ، اكثر نسخ : لمسر ، ز : لم‌سر ، د : لمشر ، ح : لمس ، ( 11 ) كذا فى آ د ، باقى نسخ : كتابخانها ،